باهوش ترین رئیس جمهور دنیا
هواپیمایی درحال سقوط بود و یک چتر نجات کم بود، بنابر این یک نفر باید فداکاری می کرد.
زین الدین زیدان یک چتر بر داشت و گفت: من بهترین فوتبالیست جهان هستم و باید نجات پیدا کنم . این را گفت و پرید.
برد پیت هم یک چتر دیگر بر داشت و گفت: من محبوب ترین هنرپیشه جهان هستم و باید نجات پیدا کنم. این را گفت و پرید.
جورج بوش هم یک چتر بر داشت و گفت: من باهوش ترین رئیس جمهور دنیا هستم و باید نجات پیدا کنم. این را گفت و پرید.
فقط دو نفر در هواپیما مانده بودند. یک پسر بچه نه ساله و پاپ ژان پل دوم…
پاپ گفت: فرزندم ! من عمر خودم را کرده ام و آینده پیش روی تو است. بیا این چتر را بردار و خودت را نجات بده…
پسر بچه گفت: احتیاجی نیست. اون آقاهه که می گفت باهوش ترین رئیس جمهور دنیاست، با کوله پشتی مدرسه من پرید بیرون
.....................................................................................................
سیاست آمریکایی ...........................................................................................
یکی به پسرش می گه می خواهم برایت زن بگیرم. پسر می گه نه حالا باشه …
میگه : دختر بیل گیتسه ! نمی خواهی ؟ پسر لبخند میزنه و میگه : باشه!
بعد میره پیش بیل گیتس و می گه :دخترتو عروس نمی کنی؟ می گه نه!
میگه : پسر من معاون رییس جمهوره ها ! بیل گیتس لبخند می زنه و میگه :باشه!
بعد میره پیش رییس جمهور میگه : معاون نمی خوای ! میگه نه !
میگه : اگه داماد بیل گیتس باشه چطور ! رییس جمهور لبخند می زنه و میگه :باشه …..
مپرسید ای سبکباران مپرسید
به آن لب تشنه می مانم که ناگاه
مپرسید ای سبکباران مپرسید
دو تنها و دو سرگردان دو بی کس
دل از بی همزبانی ها شکسته
مرا با عشق او تنها گذارید
غریق لطفِ آن دریانگاهم
مرا تنها به این دریا سپارید!
به دریایی درافتد بیکرانه
لبی از قطره آبی تر نکرده
خورَد از موج وحشی تازیانه!
که این دیوانه از خود بدر کیست؟
چه گویم از که گویم؟ با که گویم؟
که این دیوانه را از خود خبر نیست
به خلوتگاه جان با هم نشستند
زبان بی زبانی را گشودند
سکوت جاودانی را شکستند
تن از نامهربانی ها فسرده
ز حسرت پای در دامن کشیده
به خلوت سر به زیر بال برده
نظرات ()